شب زخمی |
سهم ما همینه که جدا بمونیم ... پر فریاد اما بی صدا بمونیم |
ديشب عزيزي ايميلي زده بود كه مرا عميقاً متأثر كرد و به فكر فرو برد. در آن ايميل، نامه اي از زبان يك معلم ايراني نوشته شده بود كه در آن از دانش آموز دختري ياد كرد كه مي خواهد در آينده فاحشه شود! ... خدايا بر سر مردمان اين سرزمين چه آمده؟ تنها مي توانم بگويم ما را ببخش... ببخش كه زير دست چنين حكومتي زندگي كه نه عمرمان را هدر مي كنيم... متن انشاء دختر ده ساله ایرانی: می خواهم فاحشه شوم ! .....مسلماً این موضوع انشاء برای هزارمین بار تکرار شده است ، فقط برای اینکه تغییری ایجاد بشود موضوع رابه این صورت پای تخته سیاه کلاس نوشتم "می خواهید در آینده چه کاره شوید؟ الگوی شما کی است ؟..." و برایشان توضیح دادم الگو یعنی اینکه چه کسی باعث شده شما تصمیم بگیرید این شغل را انتخاب کنید. انشاء ها هم تقریبا همان هایی هستند که هزارها بار تکرار شده اند، با این تفاوت که چند تا شغل جدید به آن ها اضافه شده است. يك دانش آموز نوشته بود: من دوست دارم مهندس هوا و فضا شوم ولي پدرم می گوید ام.وی.ام بهترین رشته دنیا است و خیلی پول دارد . (حتما منظورش
از متن انشاء: ....." خوب نمی دانم که فاحشه ها چه کار می کنند ولی به نظرم شغل خوبی است. خانم همسایه ما فاحشه است. این را مامان گفت. تا پارسال دلم می خواست مثل مادرم پرستار بشوم. پدرم همیشه مخالف است. حتی مامان هم دیگر کار نمی کند. من هم پشیمان شدم. شاید اگر مامان هم مثل خانم همسایه بشود بهتر باشد او همیشه مرتب است. ناخن هایش لاک دارند و همیشه لباس های قشنگ می پوشد. ولی مامان همیشه معمولی است. مامان خانم همسایه را دوست ندارد. بابا هم پیش مامان می گوید خانم خوبی نیست. ولی یک بار که از مدرسه بر می گشتم بابا از خانه آن خانم بیرون آمد. گفت ازش سوال کاری داشته. بابای من ساختمان می سازد. مهندس است. ازش پرسیدم یعنی فاحشه ها هم کارشان شبیه مهندس های ساختمان است ؟ خانم همسایه هنوز دم در بود . فقط کله اش را می دیدم. بابا یکی زد در گوشم ولی جوابم را نداد. من که نفهمیدم چرا کتکم زد. بعد من را فرستاد تو و در را بست. ... من برای این دوست دارم فاحشه بشوم چون فکر می کنم آدم های مهمی هستند. مامان همیشه می گوید که مردها به زن ها احترام نمی گذراند. ولی مردها همیشه به خانم همسایه احترام می گذارند مثلا همین بابای من. زن ها هم همیشه با تعجب نگاهش می کنند، شاید حسودی شان می شود چون مامانم می گوید زنها خیلی به هم حسودی می کنند. خانم همسایه خیلی آدم مهمی است . آدم های زیادی به خانه اش می آیند. همه شان مرد هستند . برای من خیلی عجیب است که یک زن رئیس این همه مرد باشد . بعضی هایشان چند بار می آیند . بعضی وقت ها هم این قدر سرش شلوغ است که جلسه هایش را آخر شب ها تو خانه اش برگزار می کند . همکار هایش اینقدر دوستش دارند که برایش تولد گرفتند. من پشت در بودم که یکی از آنها بهش گفت تولدت مبارک. بابا می خواست من را ببرد پارک، بهش گفتم امروز تولد خانم همسایه است. گفت می دانم. آن روز من تصمیم گرفتم فاحشه بشوم چون بابا تولد مامان را هیچ وقت یادش نمی ماند. تازه خانم همسایه خیلی پول در می آورد. زود زود ماشین هایش را عوض می کند. فکر کنم چند تا هم راننده داشته باشد که می آیند دنبالش. این ور و آن ور می برند. ... من هنوز با مامان و بابا راجع به این موضوع صحبت نکردم. امیدوارم بابا مثل کار مامان با کار من هم مخالفت نکند..... " ... آباد باشي ايران! در كشوري كه به اسم اسلام بر مردم حكومت (ظلم) مي كنند، فقر سطح وسيعي از جامعه را فراگرفته، دولت گرد افيوني كه از هزاران ماده سمي كشنده تر است ميان جوانان وطن ما ترويج مي دهد تا قدرت فكري آنها را از كار بيندازند و هميشه "خموده" باشند و نه "ايستاده" و در كنار همه اين ها فحشا، بيكاري و هزاران درد و بلاي ديگر در جامعه ما خودنمايي مي كند، اين چيزها آن هم از ذهن يك دختر بچه 10 ساله زياد دور از انتظار نيست...
+نوشته شده در دوشنبه 25 شهریور1387 توسط شب زخمی |
بيدار باش كه كاروان بر سر راه است؛ اگر تو باز پس ماني، مرا چه گناه است؟ اگر درآيي، در باز است؛ و اگر نيايي، حق بي نياز است. به كودكي پستي؛ به جواني مستي؛ به پيري سستي؛ پس اي عزيز، خدا را كي پرستي؟ حقيقت درياست، شريعت كشتي؛ از دريا، بي كشتي به چه پُشتي گذشتي؟ خدا را نه به عرش حاجت است نه كرسي، قصّه تمام است؛ ديگر چه پرسي؟ (سخناني عارفانه از خواجه عبدالله انصاري) +نوشته شده در پنجشنبه 14 شهریور1387 توسط شب زخمی | |
با عرض سلام و خوش آمدگويي خدمت شما دوست گرامي. از این که قابل دانستید و به وبلاگ خودتان تشریف آوردید صمیمانه سپاسگزارم. پست الکترونيک آرشيو وبلاگ شناسه بنده در ياهو پيوندها بنیاد آینه ابی داریوش اقبالی فرید زلاند اردلان سرفراز ایرج جنتی عطایی ترانه نوین قدیمی ها سال صفر گل سرخ ترانه نوشته هاي پيشين مرداد 1388 فروردین 1388 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 عزيزاني كه ما را لينك كرده اند آيا حقيقتي وجود دارد؟ دلنوشته های دلتنگی آينه بهبودي به ياد خدا و مهرباني هايش آ9ا با طــــعم گریپ فر9ت وبلاگ طرفداران داريوش وبلاگ رسمي طرفداران ابي هواداران ابي و داريوش تنها ستاره دلها آواي كرك رازقي محمود ابي پرست سلطان عشق ابي خراب رفیق رنگین کمون رویای روح بزرگ سمیرای تنها آوازه خوان کوچه های کوی بهار من و غربت رها گلسنگ*مریم گلی* Amirdeadman آموزش پیشرفته و مقدماتی کامپیوتر و ترفند طراح قالب دانلودستان مينوس RSS |