تبليغاتX


:: شب زخمی ::

شب زخمی

سهم ما همینه که جدا بمونیم ... پر فریاد اما بی صدا بمونیم



سلام!

پيش از هر چيز آغاز سال جديد را (البته با كمي تاخير) خدمت همه شما عزيزان و نازنين ياران تبريك مي گويم. اميدواريم در سال جديد بتوانيم همگام با نو شدن طبيعت، از نو، نو شويم، تقويم كهنه ذهنمان را پاره كنيم و فصلي دوباره را در زندگي خود رقم زنيم!

 

مدتي بود كه به علت گرفتاري و مشلغه زياد فرصت نمي كردم كه به شما سر بزنم. از تمامي شما عزيزان ممنونم و دست يكايك شما رو مي بوسم كه در اين مدت از حضور سبزتان كم نكرديد و با نظرات پرمحبت خود اين كلبه خاموش را روشن نگاه داشتيد. اميدوارم قصور و كوتاهي بنده را در اين مدت كه گرفتار بودم و به وبلاگ شما سر نمي زدم به بزرگي خود ببخشاييد. باشد كه روزي از خجالتتان در آيم.

 

در پايان از درگاه خداوند بزرگ آرزوي بهترين ها را توام با سلامتي و شادكامي براي شما و خانواده محترمتان دارم. ايام به كامتان، خداوند نگهدارتان...

 

 

تاريخ مرگ و ماتم است! تقويم كهنه روي ميز

هر برگ آن را پاره كن، ميان شعله ها بريز!

بايد قلم گرفت به دست، تقويم تازه اي نوشت

بايد كه تن نداد و رفت به جستجوي سرنوشت

 

هر برگ اين تقويم درد روز دروغ و شيون است

تاريخ ما، حضور ما در دست تو، دست من است

بر ما هر آن چه كه گذشت، تاريخ ما نبود و نيست

آغاز ما، عمر زمين با خلقت دنيا يكيست

 

تا كي به فكر معجزه؟ در انتظار حادثه

سوار سرنوشت تويي، پشت غبار حادثه

تا كي به ظلمت گم شدن؟ جادو شدن، زانو زدن

خدا ندارد احتياج به نذر تو، نياز من

 

تقويم درد و تفرقه ما را به عصر سنگ برد

اين قوم در خود گمشده از ذات خود شكست خورد

اين كهنه تقويم غريب تكرار تاريخ و عزاست

بي ابتدا و انتهاست، نگو كه شرح حال ماست

 

بايد جهان را تازه ديد، رفت و به فرداها رسيد

براي يك آغاز نو نبايد انتظار كشيد

به اعتماد دست هم بايد گرفت از نو قلم

دوباره خط زد و نوشت از ابتدا قدم قدم

 

تاريخ مرگ و ماتم است! اين كهنه تقويم غم است!

بي ترس دوزخ يا بهشت از زندگي بايد نوشت!

(اردلان سرفراز)

+نوشته شده در شنبه 22 فروردین1388 توسط شب زخمی |